جمال الدين محمد الخوانساري
476
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
به آن چه عبرت توان گرفت وحال أو هميشه بخير وصلاح باشد واز براي اشاره بيقين تحقق عبرت گرفتن أو در آينده تعبير شده از آن بلفظ ماضي پس فرمودهاند « بتحقق كه عبرت گرفته » ومراد اينست كه عبرت خواهد گرفت . وممكن است كه غرض أزين مفهوم كلام باشد واين كه از آينده كسى عبرت بگيرد كه از گذشتهها عبرت گرفته باشد وكسى كه از آنها عبرت نگرفته باشد أو را ديدهء اعتباري نباشد واز آيندهها نيز عبرت نخواهد گرفت وحال أو هميشه فاسد وتباه باشد . 6674 قد وضحت محجّة الحقّ لطلّابها . بتحقيق كه واضح است شاهراه حقّ از براي طلب كنندگان آن ، يعنى اگر كسى طلب راه حق كند واضح است آن از براي أو وظاهر مىشود از براي أو بر وجهي كه أو را اشتباهى نماند در آن ، وكسى كه راه حق را نيابد البتة خواهان وجوياى أو نبوده . 6675 قد أسفرت السّاعة عن وجهها ، وظهرت العلامة لمتوسّمها . بتحقيق كه گشوده است قيامت از روى خود ، وآشكار شده است علامت آن از براي كسى كه بفراست دريابد آنرا . مراد اينست كه قيامت نقاب از روى خود گشوده ونمايان شده وعلامت آن آشكار شده از براي كسى كه تواند بفراست دريافت آنرا وغرض إخبارست بنزديك شدن آن وظاهر شدن آثار آن بر كسى كه بفراست تواند دريافت آنها را مثل آن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه . وممكن است كه مراد اين باشد كه أصل قيامت واين كه بايد كه روزى باشد از براي جزاى أعمال گشوده نقاب خفا از روى خود و « ظاهر شده علامت آن » يعنى شاهد ودليل عقلي بر آن از براي كسى كه بفراست دريابد آنرا چنانكه حكما ومتكلمين بدليل عقلي اثبات معاد كردهاند . 6676 قد انجابت السّرائر لأهل البصائر . بتحقيق كه گشوده شده است پوشيدهها از براي أهل بينائيها ، يعنى أهل بصيرت